لغت نامه دهخدا
خلدی. [ خ ُ ] ( ص نسبی ) منسوب است به خلد که محلتی است در بغداد. ( از انساب سمعانی ).
خلدی. [ خ ُ ] ( ص نسبی ) منسوب است به خلد که محلتی است در بغداد. ( از انساب سمعانی ).
منسوب است به خلد که محلتی است در بغداد
💡 جلوه کن جلوه که هم ماهی و هم خورشیدی باده ده باده که هم خلدی و هم رضوانی
💡 هر قطعه ای از خاک تو خلدی است مصفا کز خاطر عشاق زداید محن عشق
💡 خلدی است بیاراسته در ساحت گیتی چرخی است به پا خاسته از مرکز غبرا
💡 تو خلدی از قیاس همه خلق را و هست خلق خوش تو کوثر و ماه معین تو
💡 شجر خلدی و بستان تو بخت تو بود عقل در قامت چالاک تو رخت تو بود
💡 صاحب خلدی و نیران گر بگویی نیستم مهر تو خلد تو باشد قهر تو نیران تو