خلاف وعده

لغت نامه دهخدا

خلاف وعده.[ خ ِ / خ َ ف ِ وَ دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مخالف با وعده. عکس آنچه وعده داده شده. ضد پیمان.

فرهنگ فارسی

مخالف با وعده عکس آنچه وعده داده شده.

جمله سازی با خلاف وعده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نمی باشد خلاف وعده در خاطر بزرگان را زآب گوهر است آبی که از کهسار می آید

💡 به روی و موی خودم وعده داده ای که بیایی خلاف وعده چه شد، نه نهار بود نه شامت

💡 ز حرمان میل دل افزون شود زان در وصال او خلاف وعده سرگرم تمنّا می‌کند ما را

💡 گرچه ظاهر کرده‌ای هر وعده‌ای را صد خلاف هر خلاف وعده را صد عذر پیدا کرده‌ای

💡 (خردمندان مى گويند:) پروردگارا! آنچه را به واسطه ى پيامبرانت به ما وعده داده اى، به ما مرحمت فرما و ما را در روز قيامت خوار مساز، كه البتّه تو خلاف وعده انجام نمى دهى.

💡 شرم ست و بیم پیش تو در چشم و در دلم شرم از خلاف وعده و بیم از مُقَصَری

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز