لغت نامه دهخدا
خط پشت لب. [ خ َطْ طِ پ ُ ت ِ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطی که بر پشت لب درآید، سبیل تازه بروئیده:
تا سبزه خط از لب جانان برآمده
دود از نهاد چشمه حیوان برآمده.صائب ( از آنندراج ).
خط پشت لب. [ خ َطْ طِ پ ُ ت ِ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطی که بر پشت لب درآید، سبیل تازه بروئیده:
تا سبزه خط از لب جانان برآمده
دود از نهاد چشمه حیوان برآمده.صائب ( از آنندراج ).
خطی که بر پشت لب در آید سبیل تازه بروئیده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل به مضمون خط پشت لب او نرسید آه کاین حاشیه از متن بود مشکلتر
💡 دو سه روزی است صفای خط پشت لب او زود ته جرعه عمر گذران را دریاب
💡 از رباعی بیت آخر می زند ناخن به دل خط پشت لب به چشم ما ز ابرو خوشترست
💡 تا ز خط پشت لب جان بخش جانان شد سیاه عالم روشن به چشم آب حیوان شد سیاه
💡 جلوه گر روزی که در گشن قد او می شود سرو از خجلت خط پشت لب جو می شود
💡 باده بیپشت پیش بادهخواران نارس است کرد خط پشت لب آن لعل خندان را تمام