خط نور
متضادها
خط تاریکی
لغت نامه دهخدا
خط نور. [ خ َطْ طِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شعاع نور. خط از جنس نور:
لوح پیشانیش را از خط نور
چون ستاره صبح رخشان دیده ام.خاقانی.
فرهنگ فارسی
شعاع نور خط از جنس نور
جمله سازی با خط نور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در حسگرهای معمولی خورشید، یک شکاف نازک در بالای یک محفظه مستطیل شکل به یک خط نور اجازه میدهد تا روی مجموعهای از سلولهای آشکارساز نوری در پایین محفظه بیفتد. ولتاژی در این سلولها القا میشود که به صورت الکترونیکی ثبت میشود. با جهت دهی دو حسگر عمود برهم میتوان جهت خورشید را بهطور کامل تعیین کرد.
💡 شاه سنجر به خط نور نویسد خورشید چون زر از صلب عدم در رحم کان آرد
💡 لوح پیشانیش را از خط نور چون ستارهٔ صبح رخشا دیدهام
💡 خطاب آمد كه سر بلند كنيد و به ساق عرش من نظر افكنيد. آدم و حوا، هنگامى كه سر بهسوى عرش الهى بلند كردند، مشاهده كردند كه نام محمد، على، فاطمه، حسن، و حسين وائمه بعد از آنها با خط نور از جانب خداى جبار بر ساق عرش نوشته شده است، عرضكردند:
💡 تلویزیون رنگی در اروپا با کمی تأخیر ساخته شد و با توجه به برخی مشکلات فنی به تعویق افتاد. اروپائیها با توجه به اتخاذ تصمیماتی برای ارائه سیستمی با ۶۲۵ خط نور برای پخش برنامههای سیاه و سفید و با فریم کمتر اما پهنای باند بزرگتر، نتوانستند بهطور مستقیم استاندارد رنگ آمریکا را در پیش گیرند.
💡 ز دیوان فطرت خط نور دارد نوشته بر آن روی انور شکوفه
💡 با باز شدن پردهها، خط نور درخشانی از میان پنجره به داخل اتاق تابید و گرد و غبار معلق در هوا را نمایان کرد.
💡 در عکاسی حرفهای، ایجاد یک خط نور ملایم بر روی صورت مدل میتواند عمق و زیبایی بخش خاصی به تصویر نهایی اضافه کند.
💡 در تاریکی مطلق جنگل، تنها خط نور ضعیفی از میان شاخ و برگ درختان به زمین میرسید که مسیر حرکت را کمی روشن میکرد.