خضروش

لغت نامه دهخدا

خضروش. [ خ ِض ْرْ وَ ] ( ص مرکب ) شبیه خضر. کنایه از پیری:
سبزه خضروش جوانی یافت
چشمه آب زندگانی یافت.نظامی.

فرهنگ فارسی

شبیه خضر کنایه از پیری

جمله سازی با خضروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز آسمان خضروش چون چشمه عمر آمده ست کین حیات از بیشتر هم بر کران خواهد شدن

💡 گرچه در چشم خسان شعله نماست بر لب خضروشان آب بقاست

💡 خم صفت، صافی دل و روشن ضمیر خضروش، گمگشتگان را دستگیر

💡 عکس رأی انورش کآیینه اسکندری‌ست بر سپهر خضروش خورشید دیگر می‌کشد

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز