خسل

لغت نامه دهخدا

خسل. [ خ َ ] ( ع مص ) پاک گردانیدن از چیزی که به کار نیاید. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).
خسل. [ خ َ ] ( ع ص ) رذل. فرومایه. ( منتهی الارب ).
خسل. [ خ ُس ْ س َ ] ( ع ص، اِ ) اراذل. فرومایگان. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ).

جمله سازی با خسل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیوسته با سپاه توصیف بسته خسل فتح هر جا که میروند عنان در عنان خوشست

منشور چشمی یعنی چه؟
منشور چشمی یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز