فرهنگستان زبان و ادب
{metal fatigue} [خوردگی] کاهش فزایندۀ استحکام فلز براثر تنش های مکرر، به نحوی که هیچ یک از آنها از حد استحکام کششی نهایی فلز بیشتر نباشد
{metal fatigue} [خوردگی] کاهش فزایندۀ استحکام فلز براثر تنش های مکرر، به نحوی که هیچ یک از آنها از حد استحکام کششی نهایی فلز بیشتر نباشد
خستگی فلز (metal fatigue)
موقعیتی که در آن، فلز تحت بار نسبتاً کم اما تکراری می شکند. سازه های در معرض خمش، ازجمله اسکلت هواپیماها، در معرض خستگی اند.
کاهش فزایندۀ استحکام فلز براثر تنشهای مکرر، بهنحویکه هیچیک از آنها از حد استحکام کششی نهایی فلز بیشتر نباشد.
💡 خاموش کردن و راه اندازی مجدد بسیاری از فرآیندهای پیوسته، باعث تولید محصولات خارج از کیفیتی می شود که باید مجدداً پردازش یا دور ریخته شوند. بسیاری از مخازن، شناورها و لوله ها به علت واکنشهای شیمیایی ناخواسته، تهنشینی مواد معلق یا تبلور و سخت شدن مواد، نمی توانند خالی از مواد قرار گیرند. همچنین دما و فشارهای حاصل از خاموش کردن و راه اندازی مجدد در چرخه فرآیندهای انجام شده در تجهیزاتی چون کورههای خطی، دیگهای بخار، کوره های انفجاری، شناورهای فشاری و… می تواند باعث خستگی فلزات یا مشکلات دیگر حاصل از دما و فشار چرخه ای شود.
💡 تنش فشاری سطح با خستگی فلز مقابله میکند و شکلی از تنش خوردگی را تشکیل میدهد. تنشهای کششی در عمق قطعه به اندازه تنشهای کششی در سطح مشکلزا نیستند. به این دلیل که احتمال شروع شدن ترک در لایههای درونی کمتر است.