خزند

لغت نامه دهخدا

خزند. [ خ َ زَ ] ( اِ ) گیاهی است مانند اشنان. ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ):
هر کجا تیغ تو بود قصار
نبود حاجت شخا و خزند.( از فرهنگ جهانگیری ).

فرهنگ فارسی

گیاهی است مانند اشنان

جمله سازی با خزند

💡 دستگیرت کرده زیر دار مرگ آرند زود وانگه آنجا کی خزند از چون تویی این کار و بار

💡 گر لطف تو خرید مرا بس شگفت نیست کاهل بصر خزند به سیم و زر آینه

💡 درین بساط که بی پرده می خزند سخن درون پرده چواسرار چند خواهی بود

💡 اگر به پنبه رسد شعله ئی ز شمشیرت خزند شیران اندر پناه روباهی

💡 چون مگس بر سیه سپید خزند هردو را رنگ برخلاف رزند

💡 سوگواران رایگان دانند و از گردون خزند قیمت مشک ار نهد بر تودهٔ خاکسترش

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز