خرکوف

لغت نامه دهخدا

خرکوف. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از بوم است که بسیار بزرگ باشد. ( از انجمن آرای ناصری ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از آنندراج ):
عاشق که سمندر نبود خرکوف است
صوفی که قلندر نبود موقوف است
زاهد که نه پارسا بود موقوف است
رندی که نه شاهدیش باشد یوف است.شاه قاسم انوار ( از جهانگیری ).

فرهنگ عمید

نوعی جغد بزرگ.

جمله سازی با خرکوف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قد خرکوف کوبایی را ۱.۱ متر و وزن آن را حدود ۹ کیلوگرم برآورد می‌کنند. این جغدها به نسبت اندازه‌شان پاهای بسیار درازی داشتند و احتمالاً دم آن‌ها کوتاه بوده‌است.

💡 خرکوف کوبایی پرنده‌ای بی‌پرواز یا تقریباً بی‌پرواز بود و گفته می‌شود که بزرگ‌ترین جغدی است که تاکنون وجود داشته‌است. زیستگاه آن در جزیره کوبا بود.

💡 خرکوف کوبایی خویشاوند نزدیک بسیاری از گونه‌های زنده جغدها از سرده جغد بی‌گوش بود.

💡 شهر خرکوف یکی از مراکز مهم علمی و صنعتی در کشور اوکراین است که با وجود تمام سختی‌ها، همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد.

💡 در اخبار بین‌المللی، همواره گزارش‌های مختلفی درباره وضعیت امنیتی و اجتماعی شهر خرکوف و مناطق اطراف آن در جریان جنگ‌های اخیر منتشر می‌شود.

💡 سفر به شهر خرکوف فرصتی است تا با تاریخچه غنی و معماری منحصربه‌فرد این منطقه در اروپای شرقی آشنایی بیشتری با فرهنگ آن پیدا کنیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران