لغت نامه دهخدا
خرده یابی. [ خ ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) ریزه یابی. نکته گیری. || عیب جویی. || نقادی.
خرده یابی. [ خ ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) ریزه یابی. نکته گیری. || عیب جویی. || نقادی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کز بر عرب یکی عرابی مقبول خرد به خرده یابی