خرده مینا
لغت نامه دهخدا
خرده مینا. [ خ ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) خرده مینا. مینای شکسته و ریزه ریزه شده. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ): موضعی خوش خرم و درختان درهم گفتی که خرده مینا بر خاکش ریخته و عقد ثریا از تاکش درآویخته. ( گلستان ). || شراب لعلی. ( برهان قاطع ) ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مینای شکسته و ریزه ریزه شده
جمله سازی با خرده مینا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محتسبا باش تا رسم بخرابات خرده مینا بدست و خرقۀ می آلود
💡 جای دل خرده مینا چینم وه که بارم به غلو افتادست
💡 بلبل به خراش سینه آوا بشکست از سایه گل خرده مینا برچین