لغت نامه دهخدا
خراشندگی. [ خ َ ش َ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل خراشیدن. حالت خراشیدن. حالت پذیرش خراش کردن.
خراشندگی. [ خ َ ش َ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل خراشیدن. حالت خراشیدن. حالت پذیرش خراش کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل پیش تو از طعنه اغیار نترسد گلچین ز خراشندگی خار نترسد