لغت نامه دهخدا
خر ماده. [ خ َ رِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خر ماچه.ماده خر. مقابل خر نر. اتان. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خر ماده. [ خ َ رِ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خر ماچه.ماده خر. مقابل خر نر. اتان. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرماچه ماده خر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این سه ویژگی را تمامی جانداران ندارند. برای مثال قاطر که از جفتگیری خر نر و اسب ماده بهوجود میآید یا یابو که از جفتگیری اسب نر و خر ماده بهوجود میآید قابلیت تولید مثل ندارند. این موجود با آنکه جاندار به حساب میآید یکی از ویژگیهای جانداران را ندارد؛ زیرا در حالت طبیعی نیست.
💡 این سه ویژگی را تمامی جانداران ندارند. برای مثال قاطر که از جفتگیری خر نر و اسب ماده بهوجود میآید و یا یابو که از جفتگیری اسب نر و خر ماده بهوجود میآید قابلیت تولید مثل ندارند. این موجود با آنکه جاندار به حساب میآید یکی از ویژگیهای جانداران را ندارد؛ زیرا در حالت طبیعی نیست.
💡 از خری بوَد آن نبُد ز خِرد که خر ماده را تکین گفتم