خر حمال
مترادفها
بارکش، باربر
لغت نامه دهخدا
خرحمال. [ خ َ ح َم ْ ما ] ( ص مرکب ) آنکه فقط بارهای سخت و کارهای دشوار می تواند انجام دهد بدون آنکه کارهای سخت را با فکر بکارهای آسان تبدیل کند و به اتمام رساند. || ( اِ مرکب ) در اصطلاح بنایان و معمارها تیر بزرگ باشد که بار سایر تیرها بر او افتد.
فرهنگ فارسی
آنکه فقط بارهای سخت و کارهای دشوار می تواند انجام دهد بدون آنکه کارهای سخت را با فکر بکارهای آسان تبدیل کند و باتمام رساند.
جمله سازی با خر حمال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرسیش چون شد اسپ و خر حمال چون گشت استرش؟