خداوند شدن

لغت نامه دهخدا

خداوند شدن. [ خ ُ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مَلک. مُلک. مِلک. ( تاج المصادر بیهقی ). مالک شدن. صاحب شدن. || واجد امیری شدن. دارای امیری شدن. || پادشاه شدن. بپادشاهی رسیدن. || امیر شدن. مولی شدن. بیگ شدن. خواجه شدن. || استاد شدن.

فرهنگ فارسی

تملک ملک

جمله سازی با خداوند شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آنچه گذشت روشن شد كه راز خلافت آگاهى به همه اسماء و حقايق و معارف، يعنىبرخوردارى از علم لدنى و شاگرد بى واسطه خداوند شدن است.

💡 8. محبوب خداوند شدن: ان اللّه يحبّ المتقين (663) به درستى كه خداوندپرهيز كاران را دوست دارد.

💡 18. محبوب خداوند شدن: من اكثر ذكر اللّه احبّه (751)