لغت نامه دهخدا
خدانشناسی. [ خ ُ ن َ ] ( حامص مرکب ) عمل خدانشناس. کنایه از بی ایمانی و بی اعتقادی از خدا بیخبری است.
خدانشناسی. [ خ ُ ن َ ] ( حامص مرکب ) عمل خدانشناس. کنایه از بی ایمانی و بی اعتقادی از خدا بیخبری است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسیاری از خلقت گرایان به عنوان بشارت دهنده عمل میکنند و سازمانهای آنها به عنوان تَشکلهای مذهبی بدون مالیات ثبت میشوند. خلقت گرایان معتقدند که آنها نمایندهٔ منافع مسیحیان حقیقی هستند و نظریهٔ تکامل آکنده از خدانشناسی (کفر) است.
💡 فرمانده گشتاپو در شهر، با کمک ادارهٔ پلیس ایتالیا، جورجو و کشیش را دستگیر میکند و جورجو را شکنجه میدهد. آنها [=گشتاپو و عواملش] سعی میکنند تا از اعتقادات مذهبی پیترو برای اینکه او را نسبت به خیانت به دوستانش متقاعد کنند، استفاده نمایند و در این راستا به این استناد میکنند که او با افراد کافر و خدانشناسی متحد شدهاست. پیترو به آنها پاسخ میدهد که هر کس که در مسیر کمک به دیگران میکوشد، در مسیر الهی قرار دارد، حال خواه به خدا ایمان داشته باشد، و خواه نداشته باشد. آنها سپس دن پیترو را وادار میکنند تا صحنههای شکنجهٔ جورجو تا سرحدّ مرگ را، تماشا کند و زمانی که دن پیترو از این کار امتناع میکند، او را اعدام میکنند.