خدا گیر
لغت نامه دهخدا
خداگیر. [ خ ُ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از کسی که ببلای آسمانی وآفت ناگهانی گرفتار شود. ( از آنندراج ):
چو گیرد عدو را شه از حق گزین
خداگیر معنی ندارد جزاین.ملاطغرا ( از آنندراج ).در فرهنگ ناظم الاطباء بخداگیر معنی مصدری داده شده است، بدینگونه: خداگیر یعنی گرفتار قهر و غضب خدا شدن و در بدبختی ناگهانی افتادن. اما ظاهراً این تعبیر ناظر به «خداگیر شدن » است نه خداگیر و «خداگیر» در اصل وصف مرکبی است که بجای موصوف نشسته و در معنی اسمی بکار رفته است.
فرهنگ فارسی
کنایه از کسی که ببلای آسمانی و آفت ناگهانی گرفتار شود.
جمله سازی با خدا گیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ترا چند از هوا راه خدا گیر خدایت گر ازین پرسد مرا گیر
💡 سعدی ره کعبه رضا گیر ای مرد خدا در خدا گیر