لغت نامه دهخدا
خجسته روز. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) خوشبخت. خوش ایام. خوش کام. آنکه بخت و روزش بلند و خجسته است:
خجسته روزا کاندر نبرد سطوت تو
به آب تیغ بیفروخت آذر خرداد.مسعودسعد.
خجسته روز. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) خوشبخت. خوش ایام. خوش کام. آنکه بخت و روزش بلند و خجسته است:
خجسته روزا کاندر نبرد سطوت تو
به آب تیغ بیفروخت آذر خرداد.مسعودسعد.
خوشبخت خوش ایام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خجسته روز کسی کز درش تو بازآیی که بامداد به روی تو فال میمونست
💡 خجسته روز کسی که به یمن طالع سعد نظر به طلعت این شهریار بگشاید
💡 خجسته روز نکوخواه تو چو ظل همای گسسته جان بد اندیش تو چو نسل عقیم
💡 آن به که طول عمر ولیعهد شاه را در این خجسته روز ز یزدان طلب کند
💡 سر سال و خجسته روز نوروز جهان پیروز گشت از بخت پیروز