خاک کشی

لغت نامه دهخدا

خاک کشی. [ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل خاک کشیدن. عمل خاک کشی کردن. عمل حمل خاک کردن.

فرهنگ فارسی

عمل خاک کشیدن عمل خاک کشی کردن

جمله سازی با خاک کشی

💡 در خاک کشی آن سر زلف و من محروم خاک از هوس زلف سمن‌سای تو بوسم

💡 ای دوست بگو تا کی در خاک کشی دل را تا چند سمند غم بر جان جهان تازی