لغت نامه دهخدا
خاک اقدام. [ ک ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از زمین است. || در مورد تواضع و فروتنی بکار برند. تراب اقدام.
خاک اقدام. [ ک ِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از زمین است. || در مورد تواضع و فروتنی بکار برند. تراب اقدام.
کنایه از زمین است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تارک ماه و فرق فرقد را خاک اقدام او شده افسر
💡 کرد چون بخت بلند اقدام در تعظیم عرش افسرش را حیله بند از خاک اقدام تو ساخت
💡 خاک اقدام سخنسنجان صغیر از شوق گفت نازم اقدام جناب میرزا عباسخان
💡 آسمان در آن ماتم جامه فوطه کرده و مردمک چشم در آب غوطه خورده، خاک اقدام تاج فرقها شده و خون دیده ها غالیه رخسارها گشته، چون آوازها بغایت رسید و آن نفیر و زفیر بنهایت کشید.
💡 آبیاری: با توجه به موقعیت پس از خشک شدن نیمی از خاک اقدام به آبیاری شود.
💡 الا ای بدر ایوان وزارت که بوسد آسمانت خاک اقدام