لغت نامه دهخدا
خاص تعلق. [ خاص ص ت َ ع َل ْ ل ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) اراضی مخصوص به حکومت که از اشخاص مرده بی وارث ضبط شده است. ( ناظم الاطباء ).
خاص تعلق. [ خاص ص ت َ ع َل ْ ل ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) اراضی مخصوص به حکومت که از اشخاص مرده بی وارث ضبط شده است. ( ناظم الاطباء ).
اراضی مخصوص بحکومت که از اشخاص مرده بی وارث ضبط شده است.
💡 الفبای قراردادی مجموعهٔ حروفی (مثل الف، ب، پ و...) به نام نماد است که با قرارگیری آنها در کنار هم (الحاقشان) کلماتی به نام رشته پدید میآیند. هر کلمهٔ قراردادی از به هم پیوستن حروف این الفبا به دست میآید. مثلاً کلمهٔ «آب» (با حروف آ + ب) به زبان فارسی تعلق دارد ولی در عربی معنا ندارد (با این وجود الفبای آنها یکسان است). گاهی کلماتی که به یک زبان قراردادی خاص تعلق دارند جمله یا فرمولهای خوشفرم نامیده می شوند.
💡 «عشق نتیجه محبت حق است و محبت صفت حق، اما در حقیقت محبت صفت ارادت حق است که از صفات ذات میباشد. چون عشق به عام تعلق گیرد، آن را ارادت گویند، و آفرینش موجودات نتیجه آن ارادت است. چون به خاص تعلق گیرد، آن را رحمت گویند، چون به اخص تعلق گیرد، آن را نعمت گویند و این نعمت ویژه انسان است و مرتبه تمامی نعمت منعم».