خادم پیر

مترادف‌ها

خدمتکار سالخورده

متضادها

ارباب جوان

لغت نامه دهخدا

خادم پیر. [ دِ م ِ ] ( اِخ ) کنایه از ستاره زحل است. ( برهان ). کنایه از ستاره زحل و آن را پاسبان فلک نیز میگویند و فلک هفتم مکان اوست. ( آنندراج ):
از بوی گیاش خادم پیر
خط سبز شود زهی عقاقیر.خاقانی.

فرهنگ فارسی

کنایه از ستاره زحل است. کنایه از ستاره زحل و آنرا پاسبان فلک نیز میگویند و فلک هفتم مکان اوست.

جمله سازی با خادم پیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خادم پیر زنان قاتل شمشیرزنان اینش از حق صفت راحمی و قهاری

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران