حنیفی

لغت نامه دهخدا

حنیفی.[ ح َ فی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به حنیفة:
از شافعی و مالکی و قول حنیفی
جستیم ز مختار جهانداور رهبر.ناصرخسرو. || تابع مذهب ابوحنیفة. ج، حنیفة، احناف. ( اقرب الموارد ).
- تیغ حنیفی؛ تیغ حنفی. شمشیر حنفی. قسمی از شمشیر که ابتدا احنف نام بر کمر بست. ( ناظم الاطباء ). رجوع به حنفی و حنفیه شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به حنفیه یا تابع مذهب ابو حنفیه.

جمله سازی با حنیفی

💡 الفبای عربی روهینگیا یکی از سه الفبای مورد استفاده برای نوشتن زبان روهینگیا می‌باشد. دو الفبای دیگر، حنیفی و لاتین می‌باشد.

💡 نصرت دین حنیفی کن که از کل جهان دست در فتراک اقبال تو دین پرور زدست

💡 فقیه حنیفی (۱۱۰–۱۵۸) قمری معروف به ابو هذیل عنبری. اصل وی از اصفهان بود و در بصره مقیم.

💡 الفبای حنیفی یکی از سه الفبای مورد استفاده برای نوشتن زبان روهینگیا می‌باشد. دو الفبای دیگر، عربی و لاتین می‌باشد.

💡 و گفته‌اند خَلَقَ الْإِنْسانَ عامّه مؤمنان امّت محمداند و عَلَّمَهُ الْبَیانَ راه حق است و شریعت پاک و دین حنیفی که ایشان را در آموخت و بآن راه نمود.

💡 از حنیفی مذهبان از ماست بر ما آنچه هست زین و آن تا کی شکایت الغیاث از خویشتن