لغت نامه دهخدا
حموی. [ ح َ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به حماة که شهری است زیبا از شام. ( الانساب سمعانی ): یاقوت حموی.
حموی. [ ح َ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به حماة که شهری است زیبا از شام. ( الانساب سمعانی ): یاقوت حموی.
منسوب به حماه که شهری زیبا است به شام
[ویکی فقه] حموی (ابهام زدایی). حموی ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • یاقوت حموی، مولف کتاب مشهور معجم البلدان در علم جغرافی• محمد بن علی بن نظیف حموی، مشهور به «ابن نظیف» نویسنده کتاب «التاریخ منصوری»
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دوران طلایی کیش، مورخان زیادی راجع به آن اظهارنظر کردهاند. ابن خرداد، ابن بطوطه و یاقوت حموی یا به کیش سفر کرده یا در باب بزرگی آن سخنوری کردهاند. سعدی در آثار خود دو جا از جزیرهٔ کیش و سفر به آن در این دوران یاد میکند. هنگامی که مارکوپولو در دربار امپراتوری چین بود، در مورد مرواریدهای مرغوب همسر امپراتور سؤال کرد. به او گفته شد که آنها از کیش تهیه شدهاند.[2]
💡 به نقل استاد محمّدی در کتاب نجم کبری، (انتشارات طرح نو، سال ۱۳۸۰) صفحات ۲۱۵ و ۲۱۶ سعدالدین حموی از سوی شیخ نجم الدین کبری اجازهی مکتوب طریقتی دارد و این جزو اوّلین اجارات سلوکی و طریقتی در تاریخ عرفان و تصوّف است.
💡 وی از تاریخنگاران و جغرافیدانان عرب یا ایرانی سده دوم و سوم هجری قمری بود که در بغداد زندگی میکرد و مترجم کتابهای پارسی به سریانی بود. گرچه به نظر می رسد یاقوت حموی از وی بسیار تمجید نمودهاست. از آنجایی که جد او یا خود او (مشخص نیست) بَلاذُر خورده بود و بیمار شده بود، وی را بَلاذُری نامیده بودند. [بَلاذُر میوهایست دارویی اما نسبتاً سمی که در هند میروید].
💡 به عنوان سندی دیگر به حدود این منطقه میتوان به تاختوتاز اعراب به دیلمستان یا دیلمان توجه کرد. یاقوت حموی نوشتهاست: حجاج بن یوسف دستور داد میانهٔ قزوین و واسط (شهری نزدیک کوفه)، بلندیهایی ساختند که هر زمان در قزوین با دیلمان جنگ روی میدهد در این بلندیها آتش روشن کنند تا همگان آگاه شوند. حجاج پسر خود را با لشکری به تاخت و تاز دیلمستان فرستاد. حجاج، عمر بن هانی را به جنگ دیلمان فرستاد.
💡 یاقوت حموی، در آغاز قرن هفتم هجری مینویسد که: «زمینداور» به کسر اول و ثانی و فتح واو شهر وسیعی است واقع بین سجستان و غور، و شهرهای وروستاهایش بین بست و بکرآباد قرارگرفته که دارای جویهای آب و نخلستان بسیار است.وی درجای دیگری زیر عنوان «داور» مینویسد: اهل آن، آنجا را «زمینداور» مینامند و معنی آن ارض داور است.