فرهنگستان زبان و ادب
[شیمی] ← حل شده
[شیمی] ← حل شده
حل شونده (solute)
ماده ای که در ماده دیگر حل می شود نیز ← محلول
💡 برای محلولهای چند جزئی، خصوصیات مولی آشکار را می توان به روشهای مختلفی تعریف کرد. برای حجم یک محلول سه تایی (3 جز) با یک حلال و دو ماده حل شونده به عنوان مثال، هنوز فقط یک معادله
💡 این معادل تعریف حالت استاندارد به عنوان محلول اشباع است به طوری که ضریب فعالیت برابر با یک باشد. ثابت انحلال پذیری تنها در صورتی ثابت واقعی است که ضریب فعالیت تحت تأثیر وجود حل شونده دیگری که ممکن است وجود داشته باشد، نباشد. واحد ثابت انحلال پذیری همان واحد غلظت حل شونده است.
💡 برای خالص سازی ترکیبات جامد به کاربرده میشود.ذوب ناحیه ای دسته ای از روش هایی را شامل می شود که توزیع ناخالصی های محلول در آن یا به عبارتی حل شونده در چامد کریستالی تحت کنترل قرار می گیرد.
💡 در واقع هر حلال به میزان مشخصی میتواند یک حل شونده را درون خود حل کند. به حداکثر این مقدار حالت اشباع یا سیرشده میگویند. یعنی اگر به هر مقدار دیگری حل شونده به حلال اضافه شود ته نشین میشود.
💡 جذب: بهطور همزمان، یک جذب ثابت آب و مواد حل شونده از حفره صفاقی بهطور مستقیم و غیرمستقیم به سیستم لنفاتیک وجود دارد.
💡 انتشار: مواد حل شونده اورمیک و پتاسیم بر اساس شیب غلظت از مویرگهای خون صفاق به محلول دیالیز صفاقی منتشر میشوند در حالیکه گلوکز، لاکتات در مقیاس کمتر، کلسیم در مسیری معکوس از محلول دیالیز وارد خون میشوند.