حق اختصاص

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] حق اختصاص سلطنت بر چیزی به سبب اختصاص آن به شخص است. از عنوان یاد شده در بابهای تجارت، وقف، وصیت و احیاء موات سخن گفته‏اند.
حق اختصاص عبارت است از حق ثابت برای شخص بر چیزی به سبب وجود علقه‏ای غیر از ملکیت بین او و آن چیز می باشد.
حکم حق اختصاص
صاحب حق اختصاص در استفاده از متعلّق حق سزاوارتر از دیگران است. بنابر این، در موارد ثبوت حق اختصاص هر گونه مزاحمت و کنار زدن صاحب حق و نیز تصرف در متعلق حق بدون اجازه او حرام است.
متعلق حق اختصاص
متعلق حق اختصاص عبارت است از آنچه از نظر شرع یا عرف مال به شمار نیاید، مانند مدفوع تحت تصرف انسان؛ یا مالیت عرفی داشته باشد، لیکن از نظر شرع قابل تملک نباشد، همچون شراب تحت تصرّف مسلمان.
دیگر متعلق حق اختصاص چیزی است که به عموم مردم تعلق دارد و همگان در استفاده از آن یکسانند، مانند موقوفات عام، همچون مساجد، مدارس، کاروانسراها و کتاب‏ها، و غیر موقوفات، از قبیل راه‏ها، بازارها، خیابان‏ها و بوستان‏ها. چنانچه کسی در استفاده از مکانهای یاد شده بر دیگری پیشی گیرد، نسبت به آن حق اولویت پیدا می‏کند و دیگری حق مزاحمت او را ندارد.
سومین عنوانی که متعلق حق اختصاص قرار می‏گیرد مباحات- همچون آب دریاها، رودها و پرندگان- بدون مالک است، به شرط آنکه حیازت آن بدون قصد تملک صورت گرفته باشد که بنا بر قول برخی در این صورت حق اختصاص ثابت است.
اسباب حق اختصاص
...

جمله سازی با حق اختصاص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مساءله 17 - در مال موصى به در وصيت تمليكى معتبر است: كه يامال باشد و يا حق قابل انتقال از قبيل حق تحجير و حق اختصاص و در وصيتبمال فرقى نيست بين اينكه عين باشد و يا دين در ذمه غير و يا منفعت، و در عين هم فرقىنيست بين اينكه در حال وصيت موجود باشد و يا بعد از مدتى كوتاه موجود شود بنابراينوصيت كردن براى كسى به حملى كه در شكم حيوان است و يا ميوه اى كه به زودى بردرخت و نخل پيدا مى شود صحيح است.

💡 مساءله 6 - اگر صلح به عينى و يا منفعتى تعلق بگيرد فائده اش اين است كه آنعين و يا آن منفعت از ملك صلح كننده درآمده بملك متصالحمنتقل مى شود حال چه صلح در مقابل عوض باشد و چه بدون عوض، وهمچنين است در جائىكه به دينى كه صلح كننده از متصالح طلب دارد و يا حققابل انتقالى چون حق تحجير و حق اختصاص تعلق گرفته باشد، و اما اگر به دينىتعلق بگيرد كه ذمه متصالح مشغول به آن است در اينجا فائده صلح سقوط آن دين است،و همچنين است در جائى كه به حقى تعلق بگيرد كهقابل اسقاط است ولى قابل نقل نيست مانند حق شفعه و حق خيار.