حرز امان

لغت نامه دهخدا

حرز امان. [ ح ِ زِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تعویذی که برای مقابلت با دشمن بر خویش می بستند:
خصم ار بزرجمهری یا مزدکی کند
تأیید میر باد که حرز امان ماست.خاقانی.ای اعتقاد نه زن و ده یار مصطفات
از نوزده زبانیه حرز امان شده.خاقانی.ملک را حرز امان از رای اوست
روح بر حرز امان خواهم فشاند.خاقانی.

جمله سازی با حرز امان

💡 راعی احوال خود باش ار چه عشق روح را حرز امان آید همی

💡 از پی حرز امان از هر بلا مرغ طبعم مدح خوان برخاسته

💡 حرز امان چیست نعت و نام محمد صل علی سید الانام محمد

💡 دیو خوئی است کو به دست بشر هیچ حرز امان نخواهد داد

💡 خطبهٔ مدحش چو برخواند آفتاب مشتری حرز امان می‌خواندش

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز