حرافی

لغت نامه دهخدا

حرافی. [ ح َرْ را ] ( حامص )زبان آوری. تیززبانی. سخنوری. رجوع به حَرّاف شود.
حرافی. [ ح َ ] ( اِخ ) احمدبن موسی بن عبداﷲبن محمد حرافی زمانی ساکن شهر فاس. عارف و ادیب بود و در 1034 هَ. ق. درگذشت. او راست: تحفةالاخوان در احوال شیخ رضوان. ( هدیة العارفین ج 1 ص 156 ).

فرهنگ فارسی

احمد بن موسی بن عبدالله بن محمد حرافی زمانی ساکن شهر فاس عارف و ادیب بود

جمله سازی با حرافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به خاموشی حالهای عیان به حرافی رازهای نهان

مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز