حجت محکم

مترادف‌ها

دلیل قاطع، برهان روشن، دلیل محکم

متضادها

حجت سست، دلیل ضعیف

لغت نامه دهخدا

حجت محکم. [ ح ُج ْ ج َ ت ِ م ُ ک َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حجت استوار. ( مجموعه مترادفات ص 294 ). || آلت مصنوعی که زنان حکه بر خود فرو کنند. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
شد دراز این بحث یارب تاجری از زیر باد
حجت محکم بیارد رفع سازد شور و شین.نعمت خان عالی ( از بهارعجم ).

فرهنگ فارسی

حجت استوار آلت مصنوعی که زنان حکه پر بخود فرو کنند

جمله سازی با حجت محکم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون شنید این حجت محکم عمر کار ازین حجت برو شد سخت تر

💡 وکیل مدافع با ارائه مدارک و مستندات بسیار دقیق، توانست در دادگاه یک حجت محکم علیه متهم ارائه دهد تا عدالت برقرار شود.

💡 برای متقاعد کردن دانشمندان در مورد فرضیه جدید خود، او نیاز داشت که از داده‌های آماری بسیار گسترده و حجت محکم استفاده کند.

💡 او در بحث‌های فلسفی همیشه تلاش می‌کرد تا با استفاده از استدلال‌های منطقی، یک حجت محکم برای باورهای خود در مقابل مخالفان بیاورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران