حادی عشر

مترادف‌ها

یازدهم

لغت نامه دهخدا

حادی عشر. [ ع َ ش َ ] ( ع عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) یازدهم. و در مؤنث، احدی عشر.
- عقل حادی عشر؛ لقبی است که حکما بخواجه نصیرالدین طوسی دهند.

فرهنگ فارسی

یازدهم

جمله سازی با حادی عشر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عقل حادی عشر، استاد زمان صدرالدّین صدر دیوان نجف، هم خلف شاه نجف

💡 در سلسله‌های پادشاهی باستان، حادی عشر این خاندان با سیاست‌های بسیار متفاوت از پیشینیان خود جدا شد و مسیر جدیدی را برای کشور رقم زد.

💡 پژوهشگران تاریخ معتقدند که حادی عشر این دوره، عاملی کلیدی در تغییر ساختار اجتماعی و اقتصادی منطقه بوده که آثار آن تا سال‌ها باقی ماند.

💡 در شمارش مراحل رسیدن به کمال، حادی عشر این مرحله بسیار حیاتی و تعیین‌کننده است که می‌تواند سرنوشت تمام تلاش‌های قبلی را تغییر دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران