لغت نامه دهخدا
جوجگک. [ جو ج َ گ َ ] ( اِ مصغر ) جوژگک. مصغرجوجه. جوجه کوچک. ( فرهنگ فارسی معین ):
ای جوجگک به سال و ببالا بلند زه !
ای با دو زلف بافته چون دو کمند زه !طاهر فضل.
جوجگک. [ جو ج َ گ َ ] ( اِ مصغر ) جوژگک. مصغرجوجه. جوجه کوچک. ( فرهنگ فارسی معین ):
ای جوجگک به سال و ببالا بلند زه !
ای با دو زلف بافته چون دو کمند زه !طاهر فضل.
جوجۀ کوچک: ای جوجگک به سال و به بالا بلند، زه / ای باد و زلف بافتهٴ چون دو کمند، زه (طاهربن فضل: شاعران بی دیوان: ۱۷۰ ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آهو با شیر کی تواند کوشید جوجگک با باز کی تواند پرید