لغت نامه دهخدا
جنگ بازی. [ ج َ ] ( حامص مرکب ) دلیری و دلاوری و باوقوفی درکار جنگ. || جنگ ساختگی. ( ناظم الاطباء ).
جنگ بازی. [ ج َ ] ( حامص مرکب ) دلیری و دلاوری و باوقوفی درکار جنگ. || جنگ ساختگی. ( ناظم الاطباء ).
دلیری و دلاوری و با وقوفی در کار جنگ یا جنگ ساختگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خدای جنگ «تحسین جهانی» را بر اساس نمره وبگاه نقد و بررسی متاکریکیت، نمره ۹۴٫۱۰۰ برانگیخت. به علاوه بازی امتیاز ۹۴٪ را از گیمرنکینگز دریافت کرد. تام لن از سیانان نوشت «خدای جنگ بازی است که به شما دلیل اینکه چرا بازی را در وهله اول و اولین فرصت، بازی را تجربه میکنید، یادآوری میکند.» او گفت که که بازی اعتیادآور است و اکشنهای بازی به خوبی با مقدار پازلها و عناصر سکو و پرش متعادل شدهاست. وی بازی را ستایش میکند که چطور جلو میرود و گفتهاست که بازی «یکی از خشنترین بازیهای حاضر در بازار است.»