جمالک
لغت نامه دهخدا
جمالک. [ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان مزدقانچای بخش نوبران شهرستان ساوه واقع در 6هزارگزی خاور نوبران و 2هزارگزی راه نوبران به ساوه. این ده سردسیر است. سکنه آن 693 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، بنشن، سیب زمینی، بادام، انگور، گردوو میوه جات سردسیری و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. از نوبران می توان ماشین برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
جمله سازی با جمالک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من غیر زلالک ما شربوا و بغیر جمالک، ما طربوا
💡 نزدیک تر ز من، به منی ای ز من بری یا من بدا جمالک فی کل ما بدا
💡 صدمات جمالک تفنیهم نفحات وصالک تحییهم
💡 یا من بدا جمالک فی کل ما بدا بادا هزار جان مقدس تو را فدا
💡 نصیبی من وصالک نیل طیف سلوی عن جمالک بالخیالی
💡 عشاق جمالک احترقوا فی بحر صفاتک قد غرقوا