لغت نامه دهخدا
جعفر دقاق. [ ج َ ف َ رِ دَق ْ ق ] ( اِخ ) از حفاظ حدیث و مردی ثقه بوده است ( متوفی به سال 330 هَ. ق. ). ( الفهرست ابن الندیم ).
جعفر دقاق. [ ج َ ف َ رِ دَق ْ ق ] ( اِخ ) از حفاظ حدیث و مردی ثقه بوده است ( متوفی به سال 330 هَ. ق. ). ( الفهرست ابن الندیم ).
از حفاظ حدیث و مردی ثقه بوده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظير حال اين قاضى داستان ابوعبداللّه محدث است و خلاصه آن چنين است در مدينةالمعاجز، صفحه 140 از شيخ مفيد - عليه الرحمه -نقل نموده نزد جعفر دقاق رفتم و چهار كتاب در علم تعبير از او خريدم، هنگامى كه خواستمبلند شوم گفت به جاى خود باش تا قضيه اى كه به دوست من گذشته برايت تعريفكنم كه براى يارى مذهبت نافع است. رفيقى داشتم كه از من مى آموخت و در محله ((بابالبصره )) مردى بود جكه ج حديث مى گفت ومردم از او مى شنيدند به نام ((ابوعبداللّهمحدث )) و من و رفيقم مدتى نزد او مى رفتيم و احاديثى از او مى نوشتيم و هرگاه حديثىدر فضائل اهل بيت: املا مى كرد در آن طعن مى زد تا روزى درفضائل حضرت زهرا3 به ما املا كرد سپس گفت اينها به ما سودى نمى بخشد؛ زيرا علىعليه السلام مسلمين را كشت و نسبت به حضرت زهرا هم جسارتهايى كردجعفر گفت سپس به رفيقم گفتم سزاوار نيست كه از اين مرد چيزى ياد بگيريم چون دينندارد و هميشه به على و زهرا جسارت مى كند واين مذهب مسلمان نيست، رفيقم سخنانم راتصديق كرد و گفت سزاوار است به سوى ديگرى رويم و با او باز نگرديم.