جریده رو

لغت نامه دهخدا

جریده رو. [ ج َ دَ / دِ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) تنهارو. ( آنندراج ):
وحشی ام و جریده رو کعبه عشق مقصدم
بدرقه اشک و آه من قافله نیاز را.ملاوحشی ( دیوان، ص 6 )

فرهنگ فارسی

تنها رو

جمله سازی با جریده رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو گردباد، دلم رهنمای خود نشناخت ازین جریده روی مدعای خود نشناخت

💡 مشو مقید همراه، اگر چه توفیق است که از جریده روی کار مهر بالا رفت

💡 چون بوی گل جریده روان شو که کرده است هر غنچه برگ عیش مهیا درین چمن

💡 وحشیم و جریده رو کعبهٔ عشق مقصدم بدرقه اشک و آه من قافلهٔ نیاز را

💡 مستانه می روی بخرابات عاشقان راه پر آفتیست فغانی جریده رو

💡 آخر ازین زیانکده نومید رفتنست خواهی رفیق قافله خواهی جریده رو

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران