لغت نامه دهخدا
جرمناک. [ ج ُ ] ( ص مرکب ) گنه کار. بزهکار مجرم:
جرمناک است ملامت نکنیدش که کریم
بر گنه کار نگیرد که ز در بازآمد.سعدی.
جرمناک. [ ج ُ ] ( ص مرکب ) گنه کار. بزهکار مجرم:
جرمناک است ملامت نکنیدش که کریم
بر گنه کار نگیرد که ز در بازآمد.سعدی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل شد چو ز توبه جرمناک ای ساقی آن جرم به باده شوی باک ای ساقی