جرات کردن
مترادفها
جرأت کردن، جسارت کردن
متضادها
ترسیدن، واهمه داشتن
لغت نامه دهخدا
جرأت کردن. [ ج ُ ءَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گستاخی کردن.دلیری نمودن. جسارت ورزیدن. و رجوع به جرأت شود.
فرهنگ فارسی
گستاخی کردن دلیری نمودن
جمله سازی با جرات کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مجمع قانون اساسی کلیسا، آئیننامه و شعار خاص خود را دارد: «جسارت و جرات کردن به معنای وجود داشتن و بودن» است.
💡 برای تغییر دادن شرایط دشوار زندگی، انسانها باید شجاعت داشته باشند و در زمان مناسب، جرات کردن برای تصمیمگیریهای بزرگ و حیاتی را تمرین کنند.
💡 او برای اولین بار در زندگی خود، جرات کردن برای صحبت کردن در مقابل جمعیت بزرگ را به خود همت کرد و بسیار موفق بود.
💡 گاهی اوقات جرات کردن برای بیان حقیقت، حتی اگر تلخ باشد، باعث میشود که انسان در طولانیمدت با آرامش و وجدان آسوده زندگی کند.