لغت نامه دهخدا
جذب قلب. [ ج َ ب ِ ق َ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) یا جذب القلب. علتی است که بیمار احساس میکند دل او بزیر کشیده میشود. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). بیماریی باشد که بیمار چنان حس کند که دل او بزیر کشیده میشود. ( از بحر الجواهر ).
جذب قلب. [ ج َ ب ِ ق َ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) یا جذب القلب. علتی است که بیمار احساس میکند دل او بزیر کشیده میشود. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). بیماریی باشد که بیمار چنان حس کند که دل او بزیر کشیده میشود. ( از بحر الجواهر ).
یا جذب القلب علتی است که بیمار احساس میکند دل او بزیر کشیده میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست قلب یار من آنسان که باید سوی من بهر جذب قلب او از روح چالاکت مدد