جای دعا
مترادفها
محل دعا، جایگاه عبادت
لغت نامه دهخدا
جای دعا. [ ی ِ دُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شریطه. ( یادداشت مؤلف ):
شاه نشین چشم من تکیه گه خیال تست
جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو.حافظ.
فرهنگ فارسی
شریطه
جمله سازی با جای دعا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به جای دعای غمت می کنم که دیر زیاد کزو فزایش این درد بی دوای من است
💡 جای غزل و جای دعا مدح تو خوانند می خواره بمی خانه و زاهد بصوامع
💡 بگفتم: این چه جا باشد؟ بتاریخش خرد گفتا: «مکان طاعت و جای دعای پادشاه دین »
💡 در لحظات سخت و بحرانی زندگی، بسیاری از انسانها احساس میکنند که همان جای دعا و التماس برای دریافت آرامش و کمک الهی است.
💡 این مکان مقدس و باستانی، در میان مردم به عنوان یک جای دعا و عبادت بسیار شناخته شده است و هر روز پذیرای زائران است.
💡 وقتی انسان با سختیهای بیامان زندگی روبهرو میشود، معمولاً در دل خود به دنبال یک جای دعا میگردد تا بتواند بار سنگین غمها را سبک کند.