لغت نامه دهخدا
جای دعا. [ ی ِ دُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شریطه. ( یادداشت مؤلف ):
شاه نشین چشم من تکیه گه خیال تست
جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو.حافظ.
جای دعا. [ ی ِ دُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شریطه. ( یادداشت مؤلف ):
شاه نشین چشم من تکیه گه خیال تست
جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو.حافظ.
شریطه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به جای دعای غمت می کنم که دیر زیاد کزو فزایش این درد بی دوای من است
💡 جای غزل و جای دعا مدح تو خوانند می خواره بمی خانه و زاهد بصوامع
💡 بگفتم: این چه جا باشد؟ بتاریخش خرد گفتا: «مکان طاعت و جای دعای پادشاه دین »