لغت نامه دهخدا
جانگاه. ( ص مرکب ) هولناک. خطرناک. مهلک. || جایی که زندگانی در وی خطرناک باشد.
- چاه جانگاه؛ چاه پرخطر و مهلک و پیچ درپیچ. ( ناظم الاطباء ).
جانگاه. ( ص مرکب ) هولناک. خطرناک. مهلک. || جایی که زندگانی در وی خطرناک باشد.
- چاه جانگاه؛ چاه پرخطر و مهلک و پیچ درپیچ. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل تهی از غم دلدار مبادم مشتاق که بود خوش غم جانگاه نشاطافزائی
💡 جانگاه یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سردونیه استان کرمان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
💡 لرزد زمین ز کثرت اندوه اهل بیت سوزد فلک ز ناله جانگاه کربلا