جان شستن

لغت نامه دهخدا

جان شستن. [ ش ُ ت َ ] ( مص مرکب ) مجازاً روح را تابناک ساختن. روان را از خوی زشت مهذب ساختن:
جان را بعلم شوی که مرجان را
علم ای پسر مبارک صابون است.ناصرخسرو.گرد او گر طواف خواهی کرد
جان بشوی از پلیدی عصیان.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

روانرا از خوی زشت مهذب ساختن

جمله سازی با جان شستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در واجبات عشق همین بس کز آب تیغ تعلیم داده دست ز جان شستن مرا

بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز