جام گیتی نما

لغت نامه دهخدا

جام گیتی نما. [ م ِ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( اِخ ) جام جم. جام کیخسرو. جام جهان نما. جامی که تمام احکام و حوادث نجومی در آن درج بوده است:
کنون شاه در جام گیتی نمای
به پیش جهان آفرین شد بپای.فردوسی.بخواهم من آن جام گیتی نمای
شوم پیش یزدان بباشم بپای.فردوسی.ز کیخسرو آن جام گیتی نمای
که احکام انجم در او یافت جای.نظامی.فرو مانده در کنج تاریک جای
چه دریابد از جام گیتی نمای.سعدی.گنج در آستین و کیسه تهی
جام گیتی نما و خاک رهیم.حافظ.رجوع به جام جهان نما شود.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:جام جهان نما

جمله سازی با جام گیتی نما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جام گیتی نما پدید آورد چون نگه کرد او به او بنمود

💡 جام گیتی نما چو صیقل یافت حسن آمد به حسن و احسن شد

💡 جام گیتی نما به دست آور نظری کن در او و حالی کن

💡 جام گیتی نما هویدا کرد می خمخانه را به ما پیمود

💡 جام گیتی نما بدستم داد هرچه بود و نبود پیدا شد

💡 جام گیتی نما به دست آور روبرو یار همنشین می بین

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز