لغت نامه دهخدا
جام غرور. [ م ِ غ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب غرور. هوای نفس. غرور جوانی:
کسی ز جام غرور زمانه مست مباد.اوحدی.رجوع به غرور شود.
جام غرور. [ م ِ غ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب غرور. هوای نفس. غرور جوانی:
کسی ز جام غرور زمانه مست مباد.اوحدی.رجوع به غرور شود.
کنایه از شراب غرور هوای نفس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پور سفیان سر خوش از جام غرور قدسیان گریان از آن بزم سرور
💡 ز حال دیده ی بی خواب من چه غم دارد ستمگری که ز جام غرور در خواب است
💡 جام غرور کدام رنگ توان زد شیشه نداریم بر چه سنگ توان زد
💡 پای همت بکش از دام غرور می غفلت مخور از جام غرور
💡 هر بت که برافروخت رخ از جام غرور چون با تو دهم نسبتش ای غیرت حور
💡 داد شب را ز روی طعنه جواب که: «ز جام غرور مست خراب