تکلیفات
مترادفها
وظایف، تکالیف، مسئولیت ها
لغت نامه دهخدا
تکلیفات. [ ت َ ] ( ع اِ ) در تداول، تکالیف و کارهای پرمشقت و سختیها و دشواریها ورنجها و اذیتها و ستمها و عذابها. ( ناظم الاطباء ).
- تکلیفات شرعیه؛ واجبات و کارهایی که اجرای آنها واجب باشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تکلیف و دیگر ترکیبهای آن شود.
جمله سازی با تکلیفات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عصمت جان ز تکلیفات او شو پردهدار تا که جا در قاف قرب حضرت داور کنی
💡 در آن از باج و از تمغا خبر نه ز تکلیفات دیوانی اثر نه