لغت نامه دهخدا
تک و دو. [ ت َ ک ُ دَ / دُو ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) تک و پوی. تکاپوی. تلاش. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
آسیا را چه ذخیره ست ز چندین تک و دو.ظهیر.رجوع به تک و ترکیبهای آن و دو شود.
تک و دو. [ ت َ ک ُ دَ / دُو ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) تک و پوی. تکاپوی. تلاش. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
آسیا را چه ذخیره ست ز چندین تک و دو.ظهیر.رجوع به تک و ترکیبهای آن و دو شود.
تک و پوی تکاپوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رخش تو بنی عمّ براقست ازیراک میدان همی از چرخکندگاه تک و دو
💡 عمری به راه عشق ز سر داشتم قدم باز آرزوی آن تک و دو میکند مرا
💡 اکنون که دلم به دست عشق است گرو نی رای سفر مانده، نه پای تک و دو
💡 از بس که پی دوست نمودم تک و دو چون لاله مرا نفس به دل سوخته است
💡 بسکه نزدیک بود شارع مقصد دور است تا یکی ای دل دیوانه بهر سو تک و دو