توضیع

لغت نامه دهخدا

توضیع. [ ت َ ] ( ع مص ) فرومایه و ناکس گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پنبه زده در جامه نهادن. ( زوزنی ). جبه بردوختن بعد پنبه نهادن در آن. || برهم پیچیدن شترمرغ بیضه را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

فرومایه و ناکس گردانیدن یا پنبه زده در جامه نهادن.

جمله سازی با توضیع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وبه روانی در مورد جزئیات توضیع می دهد