لغت نامه دهخدا
توبه سوز. [ ت َ / تُو ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب )توبه سوزاننده. توبه شکن. باطل کننده توبه و عهد و میثاق. توبه را شکند و به گناه بازگرداند:
بیا ساقی آن آتش توبه سوز
به آتشگه مغز من برفروز.نظامی.رجوع به توبه و دیگر ترکیبهای آن شود.
توبه سوز. [ ت َ / تُو ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب )توبه سوزاننده. توبه شکن. باطل کننده توبه و عهد و میثاق. توبه را شکند و به گناه بازگرداند:
بیا ساقی آن آتش توبه سوز
به آتشگه مغز من برفروز.نظامی.رجوع به توبه و دیگر ترکیبهای آن شود.
توبه شکن. باطل کننده توبه و عهد و میثاق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیا ساقی آن آتش توبه سوز به آتشگه مغز من برفروز