تنود

لغت نامه دهخدا

تنود. [ ت َ ن َوْ وُ ] ( ع مص ) جنبیدن شاخ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تحرک شاخه. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

جنبیدن شاخ. تحرک شاخ

جمله سازی با تنود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون قوم نوح خشک نهالان بی‌برند باد از تنود پیرزنی فتح بابشان

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران