تنبع
مترادفها
چشمه، منبع، سرچشمه
لغت نامه دهخدا
تنبع. [ ت َ ن َب ْ ب ُ ] ( ع مص ) اندک اندک برآمدن آب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
اندک اندک بر آمدن آب
جمله سازی با تنبع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مرو جز موافق به هنجار او تنبع مکن جز به آثار او
💡 عن الصادق (عليه السلام ) (فى معنى قوله (ص ))قال: ص عين تنبع من تحت العرش و هى التى توضى منها النبى (صلى الله عليهوآله ) لما عرج به و يدخلها جبرئيل (عليه السلام )كل يوم دخله فينغمس فيها يخرج منها فينفض اجنحته فليس من قطره قطره من اجنحته الا خلقالله تبارك و تعالى منها ملكا يسبح الله و يقدسه من قطره تقطر من اجنحته الا خلق اللهتبارك و تعالى منها ملكا يسبح الله و يقدسه و يكبره و يحمده الى يوم القيامه.(197)
💡 بسیاری از منابع علمی معتقدند که بسیاری از مشکلات اجتماعی از ریشههای فرهنگی و آموزشی تنبع میکنند که باید به طور جدی مورد بررسی قرار گیرند.
💡 در ادبیات کلاسیک، نویسندگان اغلب از مفاهیمی استفاده میکنند که از دل عشق و رنجهای عمیق انسانی تنبع میگیرند تا احساسات خواننده را برانگیزند.
💡 منشأ بسیاری از بحرانهای زیستمحیطی از فعالیتهای صنعتی غیرقابل کنترل تنبع میگیرد که نیاز به نظارت دقیق و قوانین سختگیرانه برای کنترل آنها دارد.